خرید بک لینک
آنچه تاکنون درباره «سنگ صبور» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.سخت است ...سنگ صبور بودن و سخت تر است سنگ صبوره خود بودن نمیتوانی به ندایت درونت گوش ندهی نمیتوانی باطنی آشفته داشته باشی و دم نزنی فقط میتوانی حفظ ظاهر کنی ولی در آخر خودت سنگ صبوره خودت میشوی وقتی نمیابی کسی را که ذره ای مرهم بر درده دلت بگذارد ...گاهی بیاندیشیم که چگونه دیگران را با سنگ صبورشان تنها میگذاریم ...گاهی انصاف داشته باشیم مسئولیت داشته باشیم در قباله دیگران تا حد امکان نگذاریم کسی در هم بشکند در اوج درد رهایش نکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 29 تير 1405 ساعت: 17:05

آنچه تاکنون درباره «آرزو به دل» منتشر شده است را در ادامه بررسی می‌کنیم.آرزو به دلم موند یه روزی یه ساعتی یه فصلی از یه جا رد بشم بگم یادش بخیر ....چقدر حالم خوب بود اون زمان چه خاطره ی خوبی دارم چه آدمهای خوبیو تو زندگیم دیدم چه کارهای قشنگی کردم ....ولی از هرجای این شهر لعنتی گذشتم همه پر بود از خاطرات بد و تلخ که حتی دلم نمیخواد یاداوریشون کنم ....باید دل کند از این شهر از آدما از همه جا ....باید رفت و رفت اگه رسیدی به جایی که حالت خوب بوددیگه برنگرد بمون و زندگی کن و خاطرات قشنگ بساز ....FATادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: دوشنبه 29 تير 1405 ساعت: 17:05

در اوج جوانی ، طراوت ظاهر و شادی باطن ...

آمال و آرزوهایم را نیز ....

باورها و اعتقاداتم را کم کم ...

و امیدم را ، برای همیشه از دست دادم ...

خداوندا

دیگر بهاری برای جوانی نمانده ...

تنها چند پاییز و زمستان سرد و غمناک

برای گذران عمر مانده ....

FATEMEH

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1398 ساعت: 14:31

میدانی ای دوست ؟

برای من

سوزان تر از گرمای تیرماه

یا شن های داغه ساحل جنوب

یا حتی گرمترین کویره دنیا

اشک های من است ....

هر قطره اش که میچکد

میغلتد و میخراشد صورتم را ....

و چه سوزان است در اوج گرما ...

FATEMEH

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1398 ساعت: 14:31

آن روی سکه را وقتی میبینی که دیگر دیر است چه بسا ،افرادی که با پشیزی از این رو به آن رو شدند ...وچه انسان هایی که انسان مانند و آدمی کردندزخم ها خوردند و دم بر نیاوروند حرف ها شنیدند ولی سکوت کردند و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1398 ساعت: 14:31

آرزو به دلم موند یه روزی یه ساعتی یه فصلی از یه جا رد بشم بگم یادش بخیر ....چقدر حالم خوب بود اون زمان چه خاطره ی خوبی دارم چه آدمهای خوبیو تو زندگیم دیدم چه کارهای قشنگی کردم ....ولی از هرجای این شهرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1398 ساعت: 14:31

شاید فقط حرفش را میزنیم ....رفتن را میگویم ....بار و بندیلت را ببند نازنین قلبم ...این دیار دیگر ، جای من و تو نیست ...بیا و عزم رفتن کنیم ....به جایی دور دست دور از مردمم دور از همه ی کسانم ...دور ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1398 ساعت: 14:31

روزی که ببینمش...در مقابلش مینشینم و جوابی میخواهم برای تمام دردهای این دله جرحه جرحه تمام خستگی های این تن رنجور و تمام روزهای سخته زندگیم ....میدانی که را میگویم ؟ خداوند را میگویم مارا طفلی ناتوانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:00

روح عزیزم مرا ببخش که تو را در قفسه جان محبوس کردم تو آنچنان خسته و بی رمق هستی که گاهی زار میزنم برایت دلم میسوزد برایت تنها و تنها برای تو برای تویی که مرا ،مشکلاتم را به جان میخریو آنگاه خسته تادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:00

کسی را دیده ای

که با آوازی شاد

ناگهان در هم بشکند

جوری زار بزند که گویی عزیزی از دست رفته ..

تکیه اش به دیوار و اشکهایش سرازیر

آری من او را دیدم

خودم را میگوییم

FATEMEH

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:00

باورهای آدم ها را خراب نکنید

شاید کوچکترین چیزهای به ظاهر مسخره برای ما

بزرگترین دلخوشیهای دیگران باشند

بگذاریم با آن زندگی کنند

عشق کنند

حاله خوب داشته باشند

ولی آن را خراب نکنیم ...

FATEMEH

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:00

سخت است ...سنگ صبور بودن و سخت تر است سنگ صبوره خود بودن نمیتوانی به ندایت درونت گوش ندهی نمیتوانی باطنی آشفته داشته باشی و دم نزنی فقط میتوانی حفظ ظاهر کنی ولی در آخر خودت سنگ صبوره خودت میشوی وقتی نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:00

روزها می آیند و تو گاهی دلتنگه سال های دور میشوی...

دلتنگ روزهایی که دیگر تکرار نمیشوند

دلتنگ ادم هایی که روزی در صفحه ی زندگی تو نقش داشتند

و دلتنگ سال های عمر ، که چه بی رحمانه گذشتند ...

Fatemeh

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 25 بهمن 1397 ساعت: 15:54

امروز دلتنگت بودم ...

حوالی, ظهر بود....

سر بر بالین گذاشتم

پنجره ی باز ....

هوا کمی خنک

نوازش نسیم از موهای بلندم

بوسه های عاشقانه ی آفتاب بر گونه هایم

نیستی تا دلتنگی هایم را روی شونه هات گریه کنم ....

مگر درد از اینبالاتر هم هست

باشی ولی نباشی ....

Fatemeh

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 21 آذر 1397 ساعت: 13:04

دلت تنهایی, میخواد یه جایی که تو باشی و تو یه جای دوره دور که دست کسی بهت نرسه شاید یه جایی توی ارتفاع روبه روت ساحل, تنهاییت باشه صبح تا شب بشینی رو تختت و به زندگیتو آدمهاش فکر کنی شب که شد با یه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: دانیال زارعی‌نیا تاريخ: چهارشنبه 21 آذر 1397 ساعت: 13:04

صفحه بندی